الزامات غواصی
الزامات غواصی
الزامات غواصی
جداول غواصی و درمانی نروژ
فهرست مندرجات:
یادداشت مترجم
پیش گفتار
مقدمه
جداول استاندارد برداشت فشار با هوا
غواصي در ارتفاعات بيش از 250 متر
پرواز بعد از غوص
كامپيوترهاي غواصي
مسموميت با اكسيژن
غواصي نيتروكس
برداشت فشار در سطح با استفاده از اكسيژن
جداول
جداول استاندارد برداشت فشار با هوا
جدول زماني نيتروژن باقي مانده براي غوصهاي تكراري با هوا
تصحيحات عمق در غواصي در ارتفاعات
جداول عمق معادل (EAD) براي غواصي مسير باز نيتروكس
جداول برداشت فشار در سطح با استفاده از اكسيژن
پيشگيري از بيماري برداشت فشار
غوصهاي عميق در اتاق فشار
اقدامات اورژانس
نمودار- صعود كنترل نشده
بيماري برداشت فشار
باروتروما
درمان بيماري برداشت فشار و آمبولي هوا
درمان با اكسيژن در اختلالات بدون ارتباط با غواصي
تشخيص
انتخاب جدول مناسب براي درمان
جداول
جدول درماني 1
جدول درماني 5
جدول درماني A5
جدول درماني 6
جدول درماني A6
جدول درمانيHe 6
جدول HBO 60/14 و 90/14
جدول HBO 60/20 و 90/20
واژه نامه
یادداشت مترجم
کتاب پیش رو ترجمهاي است از آخرین و جدیدترین چاپ از مرجع جداول غواصی و درمانی کشور نروژ. در خصوص اهمیت و اعتبار نام این کشور در غواصی (چه نظامی و چه تجاری ) همین بس که بدانیم بسیاری از مراجع غواصی کشورهای صاحب نام در این رشته (مانند نیروی دریایی آمریکا و انگلستان) در تعامل و تبادل مداوم اطلاعات و تجارب با مراجع غواصی نروژ بوده که این تجارب بر مبنای سالیان دراز ممارست و تجربه غواصان این کشور در شرایط مختلف و با تجهیزات متفاوت بنا شده است. مواردی از این تعامل را در متن کتاب ملاحظه خواهید کرد.
همانطور که نویسندگان کتاب نیز به این مطلب اشاره داشتهاند؛ جداول موجود در کتاب با لحاظ کردن حاشیه امنیت بیشتری برای غواصان طراحی شده به شکلی که ميتوان به جرات اذعان داشت این جداول یکی از ایمنترين الگوریتم های غواصی و درمانی حال حاضر جهان ميباشند. از طرف دیگر، جداول و دستورات مربوطه به شکلی طراحی شدهاند که غواصان را قادر ميسازد با صرف کمترین زمان و به سادگی مراحل مرتبط با هر جدول را به اجرا برسانند که این نیز یکی دیگر از مزایای حائز اهمیت این کتاب به شمار ميرود. آنچه مسلم است، کتاب حاضر به عنوان مرجعی مناسب برای غواصان و سرپرستان تیمهای غواصی در هنگام انجام عملیات غواصی محسوب ميشود. برای درک بهتر وضعیتها و مسائل پزشکی مطرح شده در کتاب، ارجاع به سایر منابع علمی غواصی و پزشکی توصیه ميگردد.
بی تردید در زمان مواجهه با اورژانسهای غواصی، جدای کمک گرفتن از کتاب حاضر و تجربه سرپرستان غواصی، مشاوره با پزشک متخصص غواصی و اخذ نظریه وی نیز به عنوان یکی از ارکان اصلی درمان محسوب خواهد شد.
در آخر، بر خود لازم می دانم از زحمات دوست و همکار بسیار عزیزم دکتر محمد رضا نقوی که در ویرایش این کتاب کمک خود را از من دریغ نداشت نهایت سپاس و تشکر را داشته باشم.
دکتر رامین معصومی
متخصص پزشکی غواصی و درمان هیپربار
تابستان1386
پيشگفتار
اين كتاب، چاپ سوم جداول غواصي و درماني كشور نروژ بوده كه جدولهاي غواصي با هوا و نيتروكس و همچنين جداول و اقدامات لازم براي درمان بيماري برداشت فشار و ساير مواردي كه نيازمند درمان هيپربار هستند را در بر ميگيرد. جداول غواصي بدون تغيير باقي مانده، غير از آن كه جداول برداشت فشار مربوط به غوصهای با ریسک بالا با علامت مشخص شدهاند.این علامت به آن معناست كه بهتر است از اجرای اينگونه غوصها پرهيز شود. متن كتاب و برخي جداول مورد بازنگري كامل و مجدد قرار گرفته و تا حدي دچار تغيير شدهاند. فصول و پاراگرافهاي جديد نيز به متن اضافه شده است.
هدف از انتشار اين كتاب شناخت بهتر روشهای ايمن غواصي است. بر همين اساس، ما بر به كارگيري مناسب جداول غواصي براي محدودتركردن خطر بيماري برداشت فشار تأكيد داريم. همچنين عملكرد صحيح نفرات در زمان بروز حادثه نيز حائز اهميت است. اين كتاب براي تمامي افرادي كه در عمليات غواصي دخيل هستند قابل استفاده بوده و شناخت كلي در خصوص فيزيولوژي و پزشكي غواصي نيز باعث درك بهتر آن خواهد شد.
در خصوص برخي مسائل در پزشكي غواصي نقطه نظرهاي متفاوتي وجود دارد: دليل اكثر اين اختلاف نظرها نبودن تحقيقات موثق و/يا رسيدن به نتايج غير همسان بوده و لازم است خواننده اين مسئله را مد نظر داشته باشد.
در اينجا مراتب تشكر و امتنان خود را از تمامي افرادي كه در تجديد چاپ و بازنگري اين كتاب به ما ياري کردهاند اعلام ميداريم، خصوصاً از دكتر يان ريسبرگ كه عليرغم بار سنگين كاري، كمك خود را از ما دريغ نداشت.
دکتر آرنه يوهان آرنتزن - دکتر سوين ايدزويك - دکتر يان ريسبرگ
اكتبر2006
مقدمه
1- هر جدول غوص مقايسهاي را بين به حداكثر رسانیدن زمان كف در مقابل زمان برداشت فشار از يك طرف و تلاش براي به حداقل رساندن خطر بيماري برداشت فشار (DCI) (Decompression Illness) را از طرف ديگر انجام ميدهد. در طول ساليان اخير قسمت اعظم توجه بر روي كاهش بروز DCI معطوف شده است. اگرچه جداول طراحي شده به طور مسلم از بروز بيماري ممانعت به عمل نياورده، اما اين جداول بر اساس موارد آزمايش شده و مطمئنترين رويكرد طراحي شدهاند. هر كدام از تغييرات اعمال شده بر روي جداول بر مبناي تجربيات عيني و واقعي است كه اكثر آنها حاصل عملكرد شركتهاي معتبر غواصي نروژ بوده که با به كارگيري تجهيزات مختلف غواصي به انجام رسیده است.
2- جدول برداشت فشار به طور اساسي جدول 1 نيروي دريايي انگلستان (RN) (Royal Navy) است كه به شكل وسيعي در اروپا مورد استفاده قرار ميگيرد. با اين وجود، نويسندگان كتاب تغييرات مشخصي را در آن اعمال كردهاند. در درجۀ اول، سرعت صعود آهستهتري در نظر گرفته شده است. از طرف ديگر، روش انجام غوصهاي تكراري دچار تغيير گرديده و در نهايت، مواردي از غوص كه نيازمند طولانيترين زمان برداشت فشار ميباشند، حذف شدهاند.
3- جدول برداشت فشار در سطح با استفاده از اكسيژن( (SUR-D O2 شکل اصلاح شده جدول نيروي دريايي امريكا (US Navy SUR-D O2 ) ميباشد. تغييرات اعمال شده بر اين جداول حاصل تجربيات عملي غواصان نروژي است. روش بازبينی شده با محافظهكاري بيشتر نسبت به نمونه اصلي، ايمني بيشتري را به اثبات رسانده است. جدول SUR-D O2 در پروژههاي غواصي درياي آزاد و ساحل به وفور مورد استفاده واقع ميشود. از آنجايي كه كمعمقترين ايستگاه برداشت فشار در آب 9 متر است، غواصان از ايستگاههاي طولاني مدت و اثرات منفي امواج و جريانهاي دريايي به دور خواهند بود.
4- استفاده از هواي غني شده با اكسيژن (نيتروكس) (Nitrox) به همراه استفاده اختیاری از برداشت فشار در سطح، در غواصي تجاري نروژ معمول نيست. در صورت استفادۀ مناسب، نيتروكس ميتواند حاشيه امنيت بيشتري را براي غواص فراهم كرده و در عين حال از لحاظ اقتصادي نيز به صرفهتر است.
5- وظايف سرپرست غواصي. لازم است در زمان خواندن جداول غواصي دقت كافي به عمل آيد. جداول صرفاً نشانگر برداشت فشار مناسب بر اساس عمقهاي مختلف و زمان كف ميباشند. ساير عوامل مانند فشار كار و سن غواص باعث تغييراتي در جداول ميگردند. تلاش خواهد شد كه اينها و ساير موارد دخيل براي خواننده مشخص شوند.
6- بيماري برداشت فشار و تأثيرات طولاني مدت آن بر سلامت. مطالعات اخير مشخص ساخته كه بيماري برداشت فشار عصبي از آنچه كه تصور ميشد، شايعتر است. به علاوه، در مقايسه با باورهاي قبلي، بروز و شدت اثرات طولاني مدت DCI بر روي سلامت فرد نيز از وسعت بيشتري برخوردار است. بر همين اساس، استفاده از روشهاي غواصي كه باعث به حداقل رسيدن خطر DCI ميگردند، حائز اهميت ميباشد.
7- استفاده از اكسيژن به جاي هوا به عنوان گاز تنفسي در درمانهاي هيپربار براي بيماري DCI منجر به كاهش قابل توجهی در بروز صدمات دائم گرديده. همچنين جداول اكسيژن باعث موثرتر شدن و ثمربخشي بيشتر نتايج درمان شده است.
8- ایمنی جدول. ميزان ایمنی يك جدول عموماً بر اساس ميزان بروز DCI سنجيده ميشود. براي دستيابي به ميزان بروز دقيق DCI به تعداد زيادي از غواصان و ساعات غوص نياز است. عليرغم اين مسئله، ممكن است نتايج نهايي داراي ابهاماتي باشند. جداول مختلفي مورد آزمايش قرار گرفتهاند (مثل جدول نيروي دريايي آمريكا، فرانسه و نروژ)، اما در حال حاضر شواهدي دال بر ارجحيت و امنيت بيشتر يك جدول بر ساير جداول وجود ندارد.
9- جداول نروژ توسط جامعه فعاليتهاي زيرآبي نروژ مورد استفاده قرار گرفته است. در طول دهۀ 1993 تا 2003 بالغ بر 000/220 ساعت غوص ثبت گرديده كه بروز DCI معادل 05/0% در هر ساعت محاسبه شده؛ يا به عبارت ديگر، يك مورد بروز DCI به ازاي هر000/20 ساعت غوص. ساير آمارهاي ملي نروژ نشانگر بروز 1-2 مورد DCI در هر 000/10 ساعت غوص تجاري است. با اين حال، ساير گزارشها بيانگر اين هستند كه ممكن است غواصان علائمي از بيماري DCI را تجربه كرده كه گزارش نشده باقي بمانند. علاوه بر اين، ممكن است شركتهاي تجاري مواردي از DCI را درمان كرده و آن را گزارش نكنند. هر چند، به نظر ميرسد كه اين موارد اندك باشند.
10- يك شاخص معمول براي استرس برداشت فشار، PrT بوده كه توسط ضرب كردن فشار مطلق (بار) در جذر زمان كف (دقيقه) به دست ميآيد. مطالعۀ انجام شده در نروژ بر روي 54539 غواص نشان داد در غوصهايي با PrT بيش از 35، ميزان بروز DCI 20 برابر غوصهايي با PrT كمتر از 35 ميباشد. غوصهاي در محدوده نهايي جداول (حداكثر زمان براي عمق مشخص) در مقايسه با غوصهای ميانۀ جدول مقادير بيشتري استرس برداشت فشار ايجاد ميكنند.
11- نويسندگان كتاب استفاده از جداول را به دليل سابقه ایمني اثبات شده آنها توصيه ميكنند. به علاوه، اين جدولها روش استاندارد برنامهريزي غوص را نيز در اختيار قرار ميدهند. استفاده از يك مرجع استاندارد براي برنامهريزي ايمن عمليات غواصي، امري حياتي است.
12- پيشرفتهاي آتي در روشهاي برداشت فشار. اطلاعات نشانگر آن هستند كه اضافه كردن زمان برداشت فشار در عمقهاي كم باعث ارتقاء نسبي امنيت غوص ميشود. روشهاي حاضر بر ايستگاههاي عميقتر و سرعت صعود آهستهتر، بدون اضافه كردن زمان كلي برداشت فشار، تأكيد دارند. الگوريتمهاي اخير به همراه مطالعات بر روي حيوانات اين گونه مطرح ميكنند كه اين روش منجر به غوصهاي ايمنتر ميشود، هر چند كه تأييد اين امر نيازمند تحقيقات بيشتري بر روي نمونههاي انساني است. آنچه مسلم است، روشهاي آتی برداشت فشار از ميان همين مطالعات سر بر خواهند آورد.
جدول استاندارد برداشت فشار با هوا
1- عمق جدول، نشانگر حداكثر عمق براي جدول ميباشد؛ بنابراين غوص به عمق30 متر نيازمند استفاده از جدول30 متر است. براي غوص به عمق 5/30 متر، از جدول33 متر (عمق بيشتر بعدي) سود خواهيم جست.
2- هر زمان كه عمق توسط اندازهگيري واقعي عمق آب مشخص ميگردد، بايد عميقترين نقطه غوص به عنوان عمق غوص در نظر گرفته شود. ترجيحاً بهتر است ميزان عمق به كمك سيستمهاي الكترونيكي يا هوايي مشخص شده كه در اين صورت، عمق غوص بر اساس محل قرار گرفتن حاشيه تحتاني سينه غواص احتساب خواهد شد. با در نظر گرفتن واحدهاي فيزيكي، يك بار نشانگر عمق 10 متر بوده و نيازي به افتراق بين آب شور و شيرين وجود ندارد.
3- زمان كف (Bottom time) به فاصلۀ زماني بين ترك سطح (شروع نزول) تا شروع صعود اطلاق ميگردد. معيار زمان در جدول، حداكثر زمان كف مجاز براي غوص و عمق معين غوص در جدول ميباشد. براي پرهيز از اضافهتر شدن زمان غوص، آماده كردن غواص براي صعود در زماني قبل از رسيدن به حد نهايي مدت غوص كاري عاقلانه است. با انجام اين كار، غواص به تغيير جدول به زمان طولانيتر نيازي نخواهد داشت.
4- بر اساس مراجعه به زمان كف و عمق غوص، جدول ايستگاههاي برداشت فشار و صعود مناسب مشخص خواهد شد. توجه كنيد كه زمان لازم براي هر ايستگاه الزامي، سرعت صعود مناسب تا ايستگاه بعدي را نيز در بر دارد. لازم است غواص وضعيت بدن خود را به شكلي درآورده تا حاشيه تحتاني قفسه سينه به موازات عمق ايستگاه قرار گيرد.
5- سرعت صعود(Ascent rate) معادل 10 متر در دقيقه است. اين سرعت در موارد صعود مستقيم به سطح (غوصهاي بدون ايستگاه) و همچنين صعود از كف به اولين ايستگاه برداشت فشار مورد استفاده واقع ميشود. غوص بدون ايستگاه به غوصي اطلاق شده كه به ايستگاه جهت برداشت فشار نيازي ندارد. هر زمان كه سرعت صعود بسيار آهسته بود، نبايد براي "جبران" آن، سرعت صعود نهايي را افزايش داد. بايد زمان بين هر ايستگاه حدود يك دقيقه به طول انجامد. وقتي زمان ايستگاه در 3 متري به انجام رسيد، برداشت فشار به انتها رسيده و غواص به سطح خواهد آمد. توجه داشته باشيد كه سرعت صعود مناسب، اصلي در برنامهريزي برداشت فشار است. صعود بيدقت و سريع ميتواند منجر به بروز مشكلاتي مشابه آنچه به دنبال انجام ندادن ايستگاههاي الزامي برداشت فشار ايجاد ميشود، گردد.
6- مسئله: شما غوصي به عمق 19 متر و به مدت 64 دقيقه انجام دادهايد. بايد از چه جدولي استفاده كرد و سرعت صعود مناسب كدام است؟
پاسخ: جدول مناسب، جدول 21 متري و زمان 70 دقيقه است. برداشت فشار توصيه شده، 5 دقيقه در عمق6 متري و10 دقيقه در 3 متر ميباشد. اين بدان معناست كه بايد از زمان ترك كف تا ترك ايستگاه 6 متري، 5 دقيقه سپري شده و بعد از آن 10 دقيقه از زمان ترك ايستگاه 6 متري تا ترك ايستگاه 3 متري محسوب گردد و پس از آن غواص به سطح آيد.
7- يك غوص منفرد، يا "غوص غيرتكراري"- در مقابل "غوص تكراري" (Repetitive dive )- به غوصي اطلاق شده كه به فاصله 12 ساعت يا بيشتر پس از پايان غوص قبلي (به همراه برداشت فشار) انجام شود.
8- گروه غوص تكراري. حرفي است كه مستقيماً با ميزان نيتروژن باقي مانده در بدن غواص به فاصله 12 ساعت بعد از پايان غوص مرتبط است. ميزان نيتروژن در بافتهاي بدن غواص بعد از رسيدن به سطح، در رديف "گروه غوص تكراري" نشان داده شده است. گروه غوص تكراري، حرفي از A تا Z بوده كه در آن A نشانگر پايينترين و Zنمايانگر بالاترين ميزان نيتروژن باقي مانده در بدن غواص براي انجام غوصهاي تكراري است.
9- غوص تكراري به غوصي اطلاق شده كه با فاصلۀ كمتر از 12 ساعت نسبت به پايان غوص قبلي (به همراه برداشت فشار) انجام گردد. غوص تكراري داراي جريمه بوده، به اين معنا كه زمان كلي غوص با اضافه كردن زمان جريمه غوص قبلي به زمان كف احتساب ميگردد.
10- گروه غوص تكراري با احتساب فاصله زماني ماندن در سطح. هر چه غواص قبل از انجام غوص تكراري مدت زمان طولانيتري را در سطح سپري كند، ميزان نيتروژن باقي مانده در بدن وي كمتر خواهد بود. براي محاسبه اين عامل از جدول زماني نيتروژن باقي مانده براي غوصهاي تكراري با هوا استفاده ميشود. حروف A تا Z كه به صورت اريب در جدول قرار دارند نشانگر گروههاي غوص تكراري ميباشند. در سمت راست هرگروه، زمان (به ساعت و دقيقه) از موقع رسيدن به سطح غوص قبلي منظور شده است. در رديف پايين، در زير زمانهاي سطح، گروه تعديل شده غوص تكراري براي آن زمان سطح معين به صورت عمودي آورده شده است.
11- جريمه نيتروژن باقي مانده توسط عمق برنامهريزي شده براي غوص بعدي و ميزان نيتروژن اضافي كه غواص از غوص قبلي با خود دارد، محاسبه ميشود. هر چه ميزان بيشتري نيتروژن در بافتهاي بدن غواص حل شده باشد، ميزان جريمه بيشتر خواهد بود. جريمه در واقع معياري است براي مدت زمان لازم جهت اكتساب ميزان واقعي نيتروژن در غوص دوم. بنابراين، جريمه در غوصهاي دوم عميقتر، كمتر خواهد بود؛ چرا كه براي رسيدن به بار واقعي نيتروژن در عمقهای بيشتر، به زمان كمتري نياز است.
12- زمانهاي بسيار طولاني كف يا غوصهاي بسيار عميق داراي گروه غوص تكراري نيستند. اين بدان معنا است كه نبايد به دنبال اين چنين غوصهايي اقدام به غوص تكراري نمود. به عبارت ديگر، قبل از گذشت 12 ساعت مجاز به انجام هيچ غوصي نخواهيم بود.
13- مسئله: شما بمدت 28 دقيقه به عمق 23 متري غوص ميكنيد. بعد از گذشت 2 ساعت در سطح، غوص ديگري، اين بار به عمق 19متر انجام ميشود. از كدام گروه غوص تكراري استفاده شده و مدت زمان غوص بدون نياز به ايستگاه در عمق 19 متري چقدر خواهد بود؟
پاسخ: غوص اول بر اساس جدول 24 متر و زمان30 دقيقه (زمان و عمق بالاتر) محاسبه ميشود كه گروه غوص تكراري G را براي ما مشخص ميسازد. براي پيدا كردن گروه تعديل شده، حرف G را در رديف اريب در نظر گرفته و گروه زماني متعلق به زمان ماندن در سطح (2ساعت) را مييابيم (گروه2:30- 1:30). با توجه به پايين جدول، حرف E براي ما مشخص ميشود. اين گروه تعديل شده براي 2 ساعت زمان ماندن در سطح است. اكنون، مشكل ديگر انتخاب جدول مناسب براي غوص دوم است. از آنجا كه عمق 19 متري در جدول نيست، انتخاب جدول 21 متري لازم است. در پايين جدول 21 متري شما رديفي كه در آن جريمههاي گروههاي مختلف درج شده را مشاهده ميكنيد. حرف E نشانگر جريمه 30 دقيقهاي براي غوصي به عمق 21 متر است. از آنجا كه حداكثر زمان غوص بدون نياز به ايستگاه در اين عمق 40 دقيقه ميباشد، جريمه 30 دقيقهاي به معناي آن است كه ما فقط 10 دقيقه زمان داريم. بنابراين، حداكثر زمان كف بدون نياز به ايستگاه براي غوص دوم 10 دقيقه خواهد بود. زمانهاي بيشتر،به انجام ايستگاه نياز خواهند داشت.
14- زمان سطح كمتر از 10 دقيقه. در اين حالت زمان كف به صورت مداوم و بدون در نظر گرفتن زمان سطح حساب ميشود. با اين حال، اين روش در زماني كه قسمت اوليه غوص نيازمند ايستگاه بوده و يا از لحاظ زماني به انجام ايستگاه نزديك ميشود، توصيه نميگردد.
15- غوصهاي مخاطرهآميز. برخي غوصها خطرناكتر از سايرين بوده و يا احتمال بروز DCI در آنها بيشتر است. به اين مسئله به طور كامل در فصل پيشگيري از بيماري برداشت فشار اشاره خواهد شد. غوصهاي تكراري و انجام غوص براي چند روز متوالي باعث افزايش خطر بروز DCI خواهند شد. اين مسئله حتي در صورت انجام كامل و بدون نقص جداول برداشت فشار، محتمل است. تجربه و استنتاج منطقي نشان ميدهد كه غوصهاي تكراري و انجام غوص در چند روز متوالي در حالات زير از خطر بيشتري برخوردار هستند:
* غوصهايي به عمق بيش از30 متر.
* غوصهايي كه با جريمه زماني بيش از 15 دقيقه مواجه ميشوند.
* غوصهاي نيازمند قواي بالاي جسمي.
* احساس سرما در زمان برداشت فشار.
16- غوصهاي تكراري را بايد به طور معمول به يك غوص محدود كرد. با اين حال، دو غوص تكراري نيز در صورتي كه هيچ كدام از آنها در حيطه غوصهاي مخاطرهآميز نباشند، قابل قبولند. در هر صورت، غوص انجام شده بعد از نزول اول بايد حداكثر به عمق 9 متري (يا عمق معادل 9 متر با هوا در زمان استفاده از نيتروكس) محدود شود.
17- انجام غوص براي چند روز متوالي. در صورت انجام غوصهاي مخاطرهآميز، غواص بايد از انجام غوص به مدت بيش از 3 روز متوالي پرهيز كند. از طرف ديگر، وقتي كه هيچ غوصي مخاطرهآميز نبوده (با توجه به عوامل قيد شده فوق)، لزومي براي استراحت يك روزه وجود ندارد. در هر حالت، غوصي به عمق حداكثر 9 متر يا عمق معادل 9 متر با هوا در زمان استفاده از نيتروكس مجاز است. از لحاظ تكنيكي اين حالت به عنوان روز بدون غوص محسوب ميشود.
18- غوصهاي عميق در اتاق فشار. بنا بر تجربه ميدانيم غواصاني كه در اتاقهاي فشار و در شرايط خشكي به عمقهاي بالا ميروند، دچار علائم خفيف پوستي (بندز پوستي) (Skin Bends) ميشوند. در اكثر مواقع اين گونه گذاشت فشار (با عمق زياد) براي آزمون غواصان از لحاظ "تخدير ازت" انجام ميپذيرد. متأسفانه جدول برداشت فشار با هوا در آب در اين اعماق ايمني كمتري را ايجاد ميكند. به فصل غوصهاي عميق در اتاق فشار ارجاع شود.
19- ساير محدوديتها. جدولها طولانيترين زمان مجاز را با علامت (*) مشخص كردهاند. اين امر براي پرهيز از اين زمانها انجام شده است. غوصهاي نيازمند برداشت فشار طولاني از ايمني كمتري برخوردار بوده و محدودۀ زماني حداكثر 35 دقيقه برداشت فشار در آب كه توسط نويسندگان اين كتاب پيشنهاد شده با محدودۀ توصيه شده در برخي كشورهاي ديگر تفاوت دارد. ساير عوامل مرتبط با غواصي، مثل دماي آب و پيچيدگي تجهيزات غواصي نيز در تعيين حداكثر زمان ايمن برداشت فشار دخيل هستند.
20- غوص در چند عمق مختلف. با توجه به راهنماي اصلي استفاده از جداول برداشت فشار، عمق يك غوص توسط حداكثر عمقي كه غواص به آن رسيده است محسوب ميگردد. از طرف ديگر، براي غوص در چند عمق مختلف، ميزان برداشت گاز خنثي در عمقهاي مختلف اندازهگيري ميشود.اين امر به ما فرصت زماني بيشتري را براي ماندن در كف ميدهد، به شرطي كه عمقهاي بيشتر در ابتدا انجام شوند. ميتوان از جداول نروژي نيز براي برنامهريزي اين نوع غوص استفاده كرد؛ اما با توجه به نبود سابقه آزمون و تأييد، اين امر توصيه نميشود. كامپيوترهاي جديد غواصي براي محاسبه غوص در عمقهاي مختلف مناسبتر هستند.
غواصي در ارتفاعات بيش از 250 متر
1- فشار مطلق در سطح دريا (فشار بارومتريك استاندارد) يك اتمسفر است. اين فشار معادل760 ميليمتر جيوه (mmHg)، 332/10 متر آب شيرين و 25/101 hPa ميباشد. براي تمامي موارد عملي ميتوان از معادله تقريبي 1 بار = 1000 hPa = 10 متر آب (اعم از آب شور يا شيرين) استفاده كرد.
2- با صعود به ارتفاعات بالاتر از سطح دريا، فشار مطلق دچار كاهش ميشود. در نزديكي سطح دريا اين كاهش تقريباً 1hPa به ازاي هر 6/8 متر افزايش ارتفاع است. با اين حال، با افزايش ارتفاع صعود، كاهش فشار با سرعت كمتر و فاصله بيشتر انجام ميشود. ارتفاع تقريبي كوه اورست حدود 8848 متر از سطح درياست. در اين ارتفاع، فشار مطلق معادل314 hPa ميباشد.
3- وضعيتهاي جوي (مثل سيستمهاي جوي پرفشار يا كم فشار) باعث بروز تغييراتي در فشار مطلق ميشوند. فشار 5/935 hPa پايينترين فشار اتمسفريك در سطح دريا بوده كه در نروژ گزارش شده است. اين فشار معادل فشار بارومتريك ارتفاع 670 متري از سطح دريا ميباشد.
4- غواصي در ارتفاعات. در زمان غوص در درياچهاي واقع در يك كوه،كسر بين فشار در عمق و فشار در سطح در مقايسه با غواصي در دريا بيشتر خواهد بود. اين امر باعث تاًثير بر روي قوانين برداشت فشار ميگردد. دو راه حل براي اين مسئله وجود دارد: اولي استفاده از تصحيحات در جداول معمول غواصي بوده و راه حل ديگر، به كارگيري جداول طراحي شده براي غوص در ارتفاعات است.
5- روش ساده و معمول محاسبه "عمق تصحيح شده"، بر اساس كسر بين فشار مطلق محيط و عمق صورت ميپذيرد. از آنجا كه اين روش توسط كراس (E.R.Cross) طراحي شده، معمولاً به آن "تصحيح كراس" (Cross Correction) نيز اطلاق ميشود. عمق تصحيح شده (Dc) با اين معادله به دست ميآيد:
|
فشار اتمسفريك سطح دريا × عمق فشار اتمسفريك محل غوص
|
|
Dc== |
6- ارتفاعات كمتر از 250متر بالاتر از سطح دريا. براي ارتفاعات كمتر از 250 متر، جدول تعديلي طراحي نشده است. از طرف ديگر، نيازي به در نظر گرفتن تغييرات طبيعي فشار بارومتريك نيست، هر چند ممكن است وجود يك سيستم كمفشار در منطقه باعث تغييرات چند صد متري فشار گردد.
7- خو گيري به ارتفاع. زماني كه غواص به محل غوص خود در ارتفاعات ميرسد، بافتهاي بدن وي ميزان اضافهاي از نيتروژن را در خود دارند(فوق اشباع). اين نيتروژن باقي مانده مانند نيتروژني است كه به دنبال غوص تكراري در بدن به وجود ميآيد. بر اساس ارتفاع، اين نيتروژن اضافه نيازمند قوانين برداشت فشار- همانند قوانين غوصهاي تكراري (اضافه كردن زمان نيتروژن به زمان كف)- ميباشد. پس از 12 ساعت ماندن در ارتفاع جديد، بافتهاي بدن غواص با فشار محيط جديد به تعادل رسيده و جريمهاي براي غوص اول احتساب نخواهد شد.
8- مسئله: يك غواص به ارتفاع 400 متري صعود كرده و بدن وي براي اين ارتفاع به تعادل رسيده است. سپس وي براي انجام غوصي به عمق 18 متر به ارتفاع 1300 متري سطح دريا ميرود. براي تعيين گروه غوص تكراري و تصحيح عمق از چه جدولي استفاده ميكنيد؟
پاسخ: محل غوص در ارتفاع 1300 متري معادل رديف 1500-1250 متر ميباشد. در سمت راست رديف 20 متر، به عمق تصحيح شده كه 24 متر است، ميرسيم. اكنون لازم است كه ميزان نيتروژن باقي مانده بدن محاسبه شود. در صورتي كه غواص مستقيماً از سطح دريا به ارتفاع 1300 متري صعود كرده بود، گروه غوص تكراري وي C محاسبه ميشد. از آنجا كه وي فقط 900 متر صعود كرده، با ايمني كامل ميتوان از رديف 1000-750 متر سود جست كه غواص را در گروه B غوص تكراري قرار ميدهد. اين بدان معناست كه 10 دقيقه جريمه (اضافه شدن 10 دقيقه به زمان كف) در جدول عمق 24 متري منظور خواهد شد.
9- برداشت فشار در سطح. براي برنامههاي غوصي كه نيازمند برداشت فشار در سطح هستند، روشي براي اندازهگيري نيتروژن اضافه بدن در غواص خو نگرفته به شرايط جوي جديد وجود ندارد. بنابراين، توصيه ميشود كه غواصان حداقل 12 ساعت را در محل غوص گذرانده و سپس برنامهريزي غوص با برداشت فشار در سطح انجام پذيرد.
10- عمقهاي ايستگاه برداشت فشار. به صورت تئوريك، صحيحترين تعديل در خصوص ايستگاههاي برداشت فشار بايد شيفت ملايمي را به سمت بالا داشته باشد. با اين حال، براي كارهاي عملي عمقهاي تعديل شده با عمقهاي اصلي صرفاً چند سانتيمتر فاصله داشته و بنابراين در مواردي كه اين تفاوت كمتر از يك متر باشد، نيازي به تعديل عمق ايستگاه وجود نخواهد داشت.
پرواز بعد از غواصي
1- تجربيات عملي نشان ميدهد كه پرواز بعد از غوص، خطر ابتلا به DCI را افزايش خواهد داد. مشكل خود پرواز نيست، بلكه برداشت فشار اضافه شده ناشي از كاهش فشار كابين ميباشد. قوانين بينالمللي كاهش فشار كابين در هواپيماهاي تجاري را تا فشار معادل2500متر (8000 پايي) مجاز ميدانند. نويسندگان كتاب نيز همين فشار را توصيه ميكنند. مشكل مشابه ميتواند در زمان كاهش فشار محيط اطراف به دنبال غوص نيز ايجاد شود؛ مانند زماني كه غواص بعد از غوص، با اتومبيل به نواحي كوهستاني سفر ميكند.
2- عوامل مختلفي در اين مسئله دخيل هستند. به همين دليل، ارائه راهنمايي ساده و ايمن چندان ميسر نيست. مراكز شناخته شده غواصي مثل DAN، PADI، USNو DMAC از راهنماهاي مختص خود استفاده كرده كه چندان تناسبي با گروههاي ديگر ندارد.
3- عموماً هر چه عمق و مدت زمان غوص طولانيتر بوده و هر چه فشار كابين پايينتر و فاصله زماني بين اتمام غوص و پرواز كمتر باشد، خطر بروز DCI افزايش خواهد يافت. كنترل فاصله زماني بين اتمام غوص و پرواز به سادگي انجام پذير است. همچنين ميتوان انتظار داشت كه فشار كابين بالاتر از حد مجاز باقي بماند. با اين حال، مشكل بزرگ،اندازهگيري استرس برداشت فشار از غوص (غوصهاي) قبلي است. ميدانيم كه غوصهاي تكراري، غوصهاي مخاطرهآميز و غواصي براي چند روز متوالي، خطر ايجاد حباب را افزايش ميدهند. ممكن است اين حبابها در بدن باقي مانده و باعث بالا رفتن خطر بروز DCI در هنگام پرواز شوند.
4- پرواز بعد از غواصي تفريحي. اكثر غوصهاي تفريحي بر اساس كامپيوترهاي غواصي تنظيم ميشوند. ممكن است اين واقعيت اندازهگيري ميزان دقيق نيتروژن در بدن را با مشكل مواجه سازد. اگر چه خطر بروز DCI بعد از پرواز كم است، اما عواقب پزشكي و مالي آن حائز اهميت ميباشند؛ بنابراين به غواصان تفريحي توصيه ميشود كه حداقل به فاصلۀ يك روز قبل از پرواز از انجام غوص پرهيز كنند، خصوصاً به دنبال غوصهاي تكراري يا بعد از غواصي براي چند روز متوالي.
5- پرواز بعد از غواصي تجاري. در زمان غواصي بر اساس جداول استاندارد هوا يا جدول برداشت فشار در سطح- كه براي غواصان حرفهاي امري معمول محسوب ميشود- "زمان فاصلۀ خاتمه غوص تا شروع پرواز" بر اساس جداول پاراگراف 8 و 9 صفحۀ بعد محاسبه ميشود. اين محدوديتهاي پروازي به نسبت چاپ قبلي، محتاطانهتر در نظر گرفته شدهاند. ارزيابي و محاسبات جديد عمدتاً بر اساس مراجع نيروي دريايي آمريكا انجام پذيرفته است.
6- پرواز در شرايط غيرمعمول. توجه داشته باشيد كه پروازهايي با ارتفاع بيش از 2500متر(8000 پايي) كه در آن فشار كابين تعديل نشده، مورد بحث قرار نگرفتهاند. در صورت الزام به انجام پرواز با اين مختصات، توصيه ميشود كه قبل از انجام آن با متخصصين پزشكي پروازي مشورت شود.
7- پرواز بعد از ابتلا به DCI. زماني كه غواص به DCI مبتلا شد، حتي هنگامي كه درمان كامل انجام شده و بهبودي صد در صد احراز شده باشد، لازم است فاصلۀ زماني مناسبي قبل از انجام اولين پرواز در نظر گرفته شود. در اين موارد نيز انجام مشورت با متخصصين پزشكي پروازي ضروري است. ممكن است در كشورهاي مختلف، توصيههاي متفاوتي صورت پذيرد. در واقع، محدوديت پروازي از 1 تا 30 روز محتمل است.
8- فاصله زماني بين پايان غوص و پرواز در جداول استاندارد برداشت فشار با هوا.
|
گروه غوص تكراري بعدازغوص |
حداقل فاصله زماني از پايان غوص تا پرواز |
|
A تا C |
0 ساعت |
|
D |
4 ساعت |
|
E |
8 ساعت |
|
F |
10 ساعت |
|
G |
12 ساعت |
|
H |
14 ساعت |
|
I |
16 ساعت |
|
J |
18 ساعت |
|
K |
20 ساعت |
|
L |
22 ساعت |
|
Z تا M |
24 ساعت |
9- فاصله زماني بين پايان غوص و پرواز در جدول برداشت فشار در سطح.
|
زمان كلي جدول برداشت فشار |
حداقل فاصله زماني از پايان غوص تا پرواز |
|
تا 30 دقيقه |
12 ساعت |
|
31- 40 دقيقه |
15 ساعت |
|
41- 50 دقيقه |
18 ساعت |
|
51- 60 دقيقه |
21 ساعت |
|
> 60 دقيقه |
24 ساعت |
كامپيوترهاي غواصي
1- پيشرفتها. در اوايل دهۀ 1980 اولين كامپيوترهاي ديجيتالي غواصي براي غواصی تفريحي مورد استفاده قرار گرفتند. اين سيستمها عمدتاً بر اساس الگوريتمهاي معمول جداول موجود غواصي بنا شده بود كه از غواصان-به ويژه در غوصهاي تكراري- در برابر DCI به خوبي محافظت نميكرد. با وجود اين،پيشرفتهاي جديد علمي و عملي باعث ارتقاء امنيت و عملكرد اين سيستمها گرديده است.
2- كاربردهاي فراگير. امروزه در سراسر جهان براي كنترل الزامات برداشت فشار از كامپيوترهاي غواصي استفاده ميشود. يك كامپيوتر غواصي پيشرفته، ابزاري دقيق و قابل اطمينان است. در حقيقت، "غوص در اعماق مختلف" (Multilevel diving)، اصليترين دليلِ به كارگيري كامپيوترهاي غواصي است. از آنجايي كه اكثر غوصهاي تفريحي در عمقهاي مختلف انجام ميشوند، اين سيستمها نسبت به جدولي كه حداكثر عمقي كه در آن غواصي صورت پذيرفته را مبناي محاسبه قرار ميدهد، زمان بدون نياز به ايستگاه بيشتري را براي كل زمان كف در اختيار ميگذارند.
3- همچنان نميدانيم آيا استفاده از كامپيوتر در مقايسه با جداول معمول باعث كاهش يا افزايش خطر بروز DCI ميشود. با اين حال، علي رغم افزايش استفاده از اين سيستمها در ميان غواصان تفريحي، شواهدي كه نشان دهندۀ افزايش بروز DCI باشند، وجود ندارد. نيازي به گوشزد نيست كه شرط اصلي، استفاده صحيح غواص از دستگاه و توجه وي به محدوديتها خواهد بود.
4- مثل هر دستگاهي احتمال بروز ايراد در كامپيوتر غواصي نيز وجود دارد. بنابراين لازم است آمادگي كامل براي برداشت فشار به شكل ايمن و بدون پشتيباني كامپيوتر وجود داشته باشد. به همراه داشتن ساعت غواصي و عمق سنج توصيه ميشود. از طرف ديگر، صحت عملكرد عمقسنج كامپيوتر را بايد با ساير كامپيوترها و عمقسنج آنالوگ مورد تأييد قرار داد.
5- آموزش. ممكن است غواص تصور كند مادامي كه غوص به كمك كامپيوتر انجام ميپذيرد،خطر بروز DCI منتفي است. اين تصور غلطي است؛ بروز DCI به دنبال غوصهاي "صحيح" با كامپيوتر، همانند غوصهاي "صحيح" با استفاده از جداول محتمل است. كامپيوتر غواصي ابزاري است كه به غواص كمك ميكند غوصهاي ايمنتري انجام دهد و بايد از اين ابزار به خوبي و درستي استفاده شود. استفاده ايمن از كامپيوترهاي غواصي نيازمند آموزش صحيح است.
6- كتابچه راهنمای دستگاه معمولاً اطلاعات مناسب را در اختيار قرار ميدهد و مطالعه دقيق آن- خصوصاً قبل از به كارگيري دستگاه براي اولين بار- ضروري است. غواص ميتواند بعداً براي كسب اطلاعات جانبي با نمايندگي سازنده دستگاه تماس بگيرد. در حالي كه ممكن است استفاده از دستگاه در خشكي كاري ساده به نظر برسد، كار با آن در زير آب با مشكلات بيشتري همراه است.
7- كامپيوترهاي غواصي نوين بر اساس آخرين تحقيقات هيپربار عمل كرده و در عين حال، اكثر مدلها با "احتياط" بيشتري طراحي شدهاند. اين امر باعث افزايش حاشيه امنيت و سلامتي غواص خواهد گرديد.
8- كامپيوترهاي غواصي برنامه برداشت فشار را بر اساس محاسبه عمق و زمان اندازهگيري ميكنند(برخي سيستمها بار كاري( (Work Load را نيز به عنوان یک پارامتر ديگر در محاسبات معمول ميدارند). ميدانيم كه عوامل ديگري نيز بر روي برداشت فشار تأثير دارند كه دو عامل عمده از آنها بار كاري و سن غواص هستند. اينها و ساير عوامل در فصل پيشگيري از بيماري برداشت فشار مورد مطالعه قرار خواهند گرفت. بنابراين، خواندن اين فصل هم به غواصاني كه از جدول استفاده كرده و هم گروهي كه كامپيوترها را به خدمت ميگيرند، توصيه ميشود. استفاده غواص از كامپيوتر به معناي بينيازي وي از درك تئوري برداشت فشار نيست.
9- الگوريتمها. كامپيوترها و جداول هر دو بر اساس الگوريتمها پايه ريزي شدهاند. جدولهاي تأييد شده متعددي براي غوص موجود بوده و همچنين الگوريتمهاي قابل قبولي نيز براي برنامهريزي در كامپيوتر در دسترس هستند. به ياد داشته باشيد كه ايمني الگوريتمها براي غوص در عمقهاي مختلف- خصوصاً سري غوصهاي عميق (با عمقهاي غوص متفاوت)- به خوبي مورد آزمايش قرار نگرفته است. ميدانيم كه اين گونه غوصها با افزايش خطر بروز DCI همراه بوده و اتخاذ حاشيه امنيت بيشتر كاري عاقلانه محسوب ميشود.
10- در مقايسه كامپيوترهاي غواصي مختلف با يكديگر اغلب تفاوتهايي را در الزامات برداشت فشار مشاهده ميكنيم. توجيه اين امر، استفاده از الگوريتمهاي مختلف بوده و تشخيص ايمنتر بودن يكي بر ديگري، مشكل است. نويسندگان كتاب، يك "ايستگاه ايمني"(safety stop) در عمق 5 متري و براي 3 دقيقه براي هر غوصي كه در عمق بيش از 15 متر انجام ميشود را توصيه ميكنند.
11- تعدادي از كامپيوترها اين قابليت را دارند كه برخي تغييرات را بنا به خواست كاربر در جداول اعمال كنند (مثل وارد كردن سن غواص و يا نوع غوص). عملكردهاي ديگر مثل محاسبه الزامات غواصی با نيتروكس، اندازهگيري فشار كپسول غواصي و محاسبه محدوديتهاي پروازي بعد از غوص نيز از مختصات اضافه شده در برخي كامپيوترهاي پيشرفته است.
مسموميت با اكسيژن
1- فشار نسبي بالاي اكسيژن (pO2) در گاز تنفسی- هيپركسی(Hyperoxia)- ميتواند باعث صدمه به بدن گردد. بر اساس فشار pO2 و مدت زمان تماس، ارگانهاي مختلف بدن درگير خواهند شد. توجه اصلي به سيستم اعصاب مركزي (مسموميت حاد با اكسيژن) و ريهها (مسموميت مزمن يا مسموميت ريوي با اكسيژن) معطوف است. به نظر ميرسد كه صدمه توسط راديكالهاي آزاد اكسيژن ايجاد ميشود. اینها تركيبات بسيار فعال اكسيژن با نيمه عمر كوتاه بوده كه باعث صدمه به سلول و يا اختلال در عملكرد آن ميشوند.
2- مسموميت حاد با اكسيژن. فشار بالاي pO2 باعث تأثير مستقيم بر روي سيستم عصبي مركزي (مغز و نخاع) شده و ميتواند تشنج و بيهوشي را به دنبال داشته باشد. ممكن است برخي غواصان علائم هشدار دهندهاي مثل پرشهاي كوچك عضلاني (در اطراف لبها و چشمها)، احساس سوزن سوزن شدن انگشتان، ديد لوله تفنگي (Tunnel vision)، سرگيجه و يا بيقراري را تجربه كنند. از ساير علائم اوليه ميتوان به اختلال در بينايي يا شنوايي، گيجي، سرخوشی و يا اختلال در تنفس اشاره كرد. متاسفانه اين علائم غيرقابل اطمينان بوده و معمولاً به شدتي نیستند كه توجه غواص را به خود معطوف كنند؛ بنابراين پيشبيني زمان بروز علائم جدي غيرممكن است. فاصله زماني بین بروز علائم اوليه تا ايجاد تشنج هر زماني بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت را در بر ميگيرد.
3- عوامل خطر. احتمال بروز مسموميت حاد با اكسيژن با افزايش فشار pO2 و همچنين مدت زمان تنفس گاز افزايش خواهد يافت. همچنين به نظر ميرسد كه غواصي كه در آب قرار دارد، به نسبت غواص در اتاق فشار، در شرايط فشار pO2 و زمان تنفس يكسان، در معرض خطر بيشتري خواهد بود. ساير عوامل شناخته شدهاي كه باعث افزايش احتمال بروز مسموميت ميشوند، شامل این موارد هستند:
- فعاليت بدني سنگين
- مقادير افزايش يافته CO2
- تحريكات شديد بينايي و شنوايي
- لرزه (Vibrations)
- سرما زدگي(هيپوترمي)، گرمازدگي(هيپرترمي) و تب
4- مسموميت مزمن يا ريوي با اكسيژن. ناشي از صدمه به ريه ميباشد. فشار بالاي pO2 منجر به كاهش قابليت انتشار ريوي، كاهش جريان هوا در راههاي كوچك و كم شدن قابليت ارتجاعي ريه ميگردد. اولين علائم قابل مشاهده، احساس سنگيني در قفسه سينه و تنگي نفس است. صدمه بيشتر منجر به سرفه و تنفس دردناك خواهد شد. اين باور وجود داشت كه صدمه ريوي- حتي در موارد شديد خود- كاملاً برگشت پذير است. امروزه ميدانيم كه صدمه دائمي نيز محتمل بوده كه توسط كاهش دائمي در برخي عملكردهاي ريه مشخص ميگردد. با اين حال، غواصاني كه در معرض مسموميت متوسط با اكسيژن قرار گرفتهاند- مثلاً جهت درمان DCI يا غوصهاي متعدد با برداشت فشار در سطح با اكسيژن- به ندرت متوجه كاهشي در قابليت عملكردهاي ريوي ميشوند. اما بعد از چند سال غواصي، تعداد كمي از غواصان به علائم واضحي از اختلال عملكرد ريوي مبتلا خواهند شد.
5- مسموميت ريوي با اكسيژن عمدتاً در غواصي نيتروكس، برداشت فشار در سطح با اكسيژن و درمان هيپربار اكسيژن براي DCI مشاهده ميشود. به علاوه، لازم است در تمامي غوصها- خصوصاً غواصي اشباع- خطر هيپركسی در نظر گرفته شود. شدت مسموميت با افزايش فشار pO2 و بالا رفتن مدت زمان تنفس گاز، دچار افزايش خواهد شد.
6- يكي از دغدغههاي اصلي در هنگام برنامهريزي براي انجام غوص ، مسموميت حاد با اكسيژن تلقي ميشود. محدودههاي ايجاد شده براي پرهيز از اين امر، حدود نهایي غوص با نيتروكس (زمان كف و حداكثر عمق) و قوانين برداشت فشار ميباشند. با اين حال، غوصهاي انجام شده در اتاق فشار كه مدت زمانهاي طولاني تنفس اكسيژن با فشار بالا را در بر ميگيرند، در معرض خطر بيشتري براي بروز مسموميت ميباشند. با اين تفاسير، خطر بروز مسموميت حاد به عنوان يك احتمال بالا در اتاقهاي فشار در نظر گرفته ميشود، اما عواقب بروز مسموميت در اين حالت (در اتاق فشار) كمتر خواهد بود.
7- بايد در خصوص اثرات انباشتي فشارهاي بالا pO2 نيز دقت كافي را مبذول داشت. يك غوص منفرد نيتروكس، حتي با برداشت فشار در سطح و تنفس اكسيژن در اتاق فشار، مسئلۀ حادي را ايجاد نخواهد كرد. با اين وجود، غوصهاي مكرر و غوصهاي طولاني مدت نيتروكس، با يا بدون برداشت فشار با اكسيژن، ميتوانند مشكلساز باشند. در ادامه به مقادير انباشتي اكسيژن خواهيم پرداخت.
8- واحد تحمل اكسيژن (OTU) (Oxygen Tolerance Unit). واحدي براي اندازهگيري تماس با اكسيژن بوده تا به كمك آن از مسموميت ريوي با اكسيژن جلوگيري كنيم. این واحد پیشتر با نام واحد اندازهگيري دوز سمي ريوي (UPTD) Unit of Pulmonary Toxicity Dose شناخته ميشد. يك OTU نشانگر اثرات سمي تنفس اكسيژن خالص در سطح (فشار يك اتمسفر) و به مدت يك دقيقه است. وقتي pO2 مساوي يك بار باشد، اندازهگيري مجموع دوز توسط شمارش دقايق تماس امكان پذير است. اين گونه در نظر گرفته ميشود كه فشار pO2 مساوي يا كمتر از 5/0 بار، بدون در نظر گرفتن مدت زمان تنفس، اثرات سمي را براي ريه ايجاد نخواهد كرد.
9- ضريب ثابت وابسته به فشار. براي تخمين OTU براي فشار pO2 بيش از 5/0 بار، اولين قدم، اندازهگيري يك Kp ثابت بر اساس اين معادله است:
Kp=
Kp نشانگر ميزان بار OTU در يك دقيقه تنفس گاز ميباشد. براي اندازهگيري كل زمان، Kp را در كل مدت زمان تنفس گاز(به دقيقه) ضرب ميكنيم. براي پرهيز از محاسبه ميتوان از جداول موجود استفاده كرد. در جدول Kp ها بر اساس فشار pO2 نشان داده شدهاند.
10- كل زمان تنفس. براي ارزيابي كل زمان تنفس اكسيژن براي غوصي با pO2 هاي مختلف، Kp را در زمان مربوط به هر فشار pO2 ضرب كرده، سپس تمامي OTU ها را با هم جمع ميكنيم.
11- جدول محاسبه Kp بر اساس pO2
|
|
|
|
مسئله: شما براي 100 دقيقه به عمق 30 متري غوص كرده، در حالي كه از نيتروكس حاوي اكسيژن 32% استفاده ميكنيد. سپس در عمق 12 متري اتاق فشار و به مدت 40 دقيقه، اكسيژن خالص تنفس ميكنيد. مقدارOTU بدون در نظر گرفتن زمان تنفس در هنگام نزول و صعود چه اندازه است؟
پاسخ: الف- اكسيژن 32% در عمق 30 متر ، pO2 28/1 بار ايجاد ميكند.
Kp براي pO2 28/1 (از 3/1 در جدول استفاده شود) = 48/1
OTU =Kp زمان= 48/1 100= 148
ب- اكسيژن 100% در عمق 12 متر pO2 2/2 بار ايجاد ميكند.
Kp براي pO2 2/2بار= 77/2
OTU = Kp زمان= 77/2 40= 8/110
دوز كلي اكسيژن= 148+ 8/110= 8/258 OTU
12- حداكثر دوزهاي ايمن اكسيژن. هنگامي كه براي يك هفته يا بيشتر غوص ميشود، ميانگين OTU روزانه نبايد از 300 تجاوز كند (نه بيشتر از 2100 OTUدر هفته). با اين حال براي يك هفته به تنهايي، ميزان 2660 OTU قابل قبول است، به شرطي كه OTU دريافتي روزانه كمتر از 850 باشد. با در نظر گرفتن درمان اكسيژن هيپربار براي DCI ، حد توصيه شده مقدار 1425 OTU را در بر ميگرفت. مبنای توضيح اين حد، ايجاد كاهش 10 درصدي ظرفيت ريوي در50% افراد بود. امروزه توجه عمده بر روي درمان كامل DCI، براي پرهيز از بروز عوارض باقيمانده عصبي معطوف شده، حتي اگر مقادير OTU از حدود توصيه شده فراتر برود. تجربيات باليني به نفع اين روش درماني هستند، چرا كه بيماران حتي بعد از دورههاي طولاني مدت درماني، به ندرت اختلال عملكرد دائمي در ريه را تجربه ميكنند.
13- فواصل تنفس هوا. آزمايشهاي علمي به همراه تجربيات عملي نشان دادهاند كه فواصل متناوب تنفس گاز با فشار pO2 كمتر(مثل تنفس از هواي اتاق فشار) باعث تأخير در شروع علائم حاد و مزمن مسموميت با اكسيژن ميگردد. بنابراين، فاصلۀ تنفس 5 دقيقهاي هوا براي 20 تا30 دقيقه دوره تنفس اكسيژن در طول درمان- به غير از زمان برداشت فشار- توصيه ميشود. برخي تحقيقات نشان ميدهند كه فواصل تنفس هوا به شكل قابل ملاحضهاي باعث طولانيتر شدن زمان تحمل اكسيژن ميشوند. با اين حال، پرهيز از دورههاي طولاني مدت و مكرر قرار گرفتن در معرض هيپركسي، امري عاقلانه است.
غواصی نيتروكس
1- نيتروكس تركيبي از نيتروژن و اكسيژن بوده كه اندازههايي متفاوت از آنچه كه در هوا است را دارا ميباشد. دير زماني است كه از نيتروكس در غواصي مسير باز و مسير بسته استفاده ميشود. اين نوع مخلوطهاي گازي تحت عنوان هواي غني شده با اكسيژن يا هواي غني شده با نيتروكس (EAN) (Enriched Air Nitrox) نيز ناميده ميشوند.
2- تنفس گازي با درصد اكسيژن بيشتر از هوا، مدت زمان طولانيتري از زمان كف بدون نياز به برداشت فشار اضافه را در اختيار ما قرار ميدهد. علت آن است كه فشار نسبي نيتروژن (با توجه به عمق) و مدت زمان سپري شده تعيين كننده جداول برداشت فشار ميباشند. بنابراين با جايگزيني مقاديري از نيتروژن با اكسيژن، ميتوانيم برداشت فشار را بر اساس جدول كم عمقتري به انجام برسانيم. از طرف ديگر، در طول برداشت فشار، ميزان بيشتر اكسيژن برداشت فشار ايمنتر و كاراتري را ايجاد خواهد ساخت.
3- عمق معادل با هوا(EAD) Equivalent Air Depth عامل كليدي در غواصي نيتروكس بوده و به معناي عمقي است كه فشار نسبي گاز نيتروژن در صورت تنفس هوا در آن عمق، معادل فشار نسبي گاز نيتروژن در مخلوط نيتروكس تنفسي محسوب ميشود.
4- مثال: شما با استفاده از مخلوط نيتروكس حاوي 40% اكسيژن و 60% نيتروژن به عمق 30 متري غوص ميكنيد. فشار مطلق در 30 متري معادل 4 بار است، بنابراين فشار نسبي گاز نيتروژن، 60% فشار مطلق (4 60%= 4/2 بار) خواهد بود. در صورت تنفس هوا، اين فشار گاز نيتروژن را در عمق 4/20 متري خواهیم داشت.به عبارت دیگر، ما ميتوانيم با استفاده از گاز مخلوط به عمق30 متری غوص كرده و الزامات برداشت فشار را بر اساس جدول 21 متري هوا انجام دهيم. به صورت عملي، اين به معناي افزايش مدت زمان غوص بدون نياز به ايستگاه از 20 به 40 دقيقه است.
5- معادلۀ زير براي محاسبه عمق معادل با هوا مورد استفاده قرار ميگيرد:( D= عمق به مترN = درصد نيتروژن در مخلوط گاز)
EAD =
6- محدودههاي ايمن اكسيژن. براي برداشت فشار، حداكثر فشار ممكن اكسيژن بهترين نتايج را عرضه ميدارد. با اين وجود، خطر مسموميت با اكسيژن استفاده ايمن از اين گاز را محدود ميسازد. احتمال بروز مسموميت حاد با اكسيژن در افراد مختلف، متفاوت است. بنابراين، انتخاب اندازههاي pO2 كه در محدودۀ ايمن از بروز مسموميت با اكسيژن در تمامي حالات جلوگیری نمایند، بسيار حائز اهميت است. ارزيابي كامل خطر دربرگيرنده دقت در عواملي مثل تجهيزات غواصي و مدت زمان غوص ميباشد.
7- * در صورت استفاده از هلمت (كلاه خود) غواصي اين محدوديتها اعمال ميشوند:
زمان كف 0-30 دقيقه: حداكثر pO2 8/1 بار
زمان كف 30-60 دقيقه: حداكثر pO2 7/1 بار
زمان كف 60-90 دقيقه: حداكثر pO2 6/1 بار
زمان كف بيش از 90 دقيقه: حداكثر pO2 5/1 بار
* در صورت استفاده از ماسك كامل صورت يا هلمت سبك غواصي، محدوديتهاي زير اعمال ميشوند:
زمان كف 0-30 دقيقه: حداكثر pO2 6/1 بار
زمان كف بيش از 30 دقيقه: حداكثر pO2 5/1 بار
براي تمامي غوصهاي تجاري يا تفريحي با استفاده از ماسك اسكوبا (SCUBA)، حداكثر فشارpO2 4/1 بار بدون در نظر گرفتن زمان كف احتساب ميشود. اين محدوديت براي تجهيزات غواصي مسيرباز و سيستمهاي مدار بسته نيز اعمال ميشود. با اين حال، pO2 معادل 6/1 بار براي برداشت فشار در آب در حال استراحت قابل قبول است
پایان قسمت اول
منبع : http://feraydoon.blogfa.com
وبلاگی خبری آموزشی در مورد غواصی (diving) و ورزش های آبی